پژوهش

امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه

0

۱.افزایش رزق، دورى اجل

ان الامر بالمعروف، و النهی عن المنکر، لخُلقان من خُلق الله سبحانه، و انهما لا یقربان من أجل، و لا ینقصان من رزق.
امر به معروف و نهى از منکر دو صفت از صفات خداوند سبحان است و این دو صفت، مرگ را نزدیک نگردانند و از روزى آدمى نکاهند.۱

۲. امر به معروف و نهى از منکر با دست و زبان

و أمر بالمعروف تکن من أهله، و أنکر المنکر بیدک و لسانک و باین من فعله بجهدک.
امر به معروف کن تا از اهل آن شوى! و با دست و زبان نهى از منکر کن و با کوشش بسیار از کسى که منکرات را انجام مى دهد دورى گزین.۲

۳. فلسفه امر به معروف و نهى از منکر

فرض الله… ألامر بالمعروف مصلحه للعوام، و النهى عن المنکر ردعاً للسفهاء.
خداوند امر به معروف را به خاطر اصلاح توده مردم و نهى از منکر را براى جلوگیرى نابخردان از زشتى ها واجب کرد.۳

۴. چون قطره در برابر دریا

ما أعمال البرّ کلّها و الجهاد فى سبیل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنکر، الا کنفثه فى بحر لُجّى.
تمامى اعمال و کارهاى نیک، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منکر، مانند قطره اى در مقابل یک دریاى بزرگ و پهناور است.۴

۵. خطر رها کردن امر به معروف و نهى از منکر

من وصیه علیه السلام للحسنین علیهما السلام بعد أن ضربه ابن ملجم: لا تترکوا الامر بالمعروف و النهى عن المنکر فیولّى علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم.
سفارش حضرت على علیه السلام به حسنین علیهاالسلام پس از ضربت خوردن توسط ابن ملجم: امر به معروف و نهى از منکر را رها مکنید که در این صورت بدان شما زمام امورتان را به دست مى گیرند و آن گاه هر چه دعا کنید، مستجاب نخواهد شد.۵

۶. نفرین خدا بر این گروه !

لعن الله الآمرین بالمعروف التارکین له، و الناهین عن المنکر العاملین به !
نفرین خدا بر آن کسانى که امر به معروف کنند و خود آن را ترک گویند، و نهى از منکر کنند و خود مرتکب آن شوند!۶

۷. نهى از منکر على (علیه السلام)

لما کان جالسا فى أصحابه فمرّت بهم امراه جملیه، فرمقها القوم بأبصارهم: ان أبصار هذه الفحول طوامح؛ و أن ذلک سبب هبابها، فاذا نظر أحدکم الى امراه تعجبه فلیلامس أهله، فانما هى امراه کامرأه، فقال رجل من الخوارج (قاتله الله کافرا ما أفقهه) فوثب القوم لیقتلوه، فقال علیه السلام: رویداً، انما هو سبّ بسبّ، أو عفو عن ذنب !
حضرت على علیه السلام در میان نشسته بود، زنى زیبا از آن جا مى گذشت، یاران به او نگریستند. آن حضرت علیه السلام فرمود: چشمان این مردان نگرش شهوانى است و همین باعث شد که این مردان با دیدن آن زن به هیجان در آمدند. پس هنگامى که یکى از شما به زنى نگاه کرد که براى او خوشایند بود، پس با زن خود نزدیکى کند؛ زیرا جز این نیست که او هم زنى است مانند زن او. مردى از خوارج گفت: خدا او را بکشد! چه فقیه بزرگى است !یاران حضرت حمله کردند تا او را بکشند. فرمود: صبر کنید و او را مکشید! جز این نیست که ناسزایى گفته است، پاسخ او یک ناسزا است یا بخشیدن گناه است!۷

۸. انواع امر به معروف و نهى از منکر

أول ما تغلبون علیه من الجهاد الجهاد بأیدیکم، ثم بألسنتکم، ثم بقلوبکم ؛ فمن لم یعرف بقلبه معروفا، و لم ینکر منکرا، قلب فجعل أعلاه أسفله و أسفله أعلاه.
نخستین جهادى که به زور از شما سلب مى شود، جهاد با دستان شماست. سپس جهاد با زبان هایتان و آن گاه با دل هایتان. پس، هرگاه کسى در دل خویش کار نیک را نیک نداند و ستایش نکند و از کار زشت نفرت نورزد، واژگون شود و زیر و زبر گردد.۸

۹. نهى از منکر عملى

ردّوا الحجر من حیث جاء فان الشر لا یدفعه الا الشر.
سنگ را با سنگ پاسخ دهید؛ زیرا بدى را جز بدى دفع نکند.۹

۱۰. مالیدن بینى کافر به خاک

من نهى عن المنکر أرغم أنوف الکافرین.
هر که نهى از منکر کند، بینى کافران را به خاک مالد.۱۰

۱۱. نیکوترین امر و نهى

 … أفضل من ذلک کلمه عدل عند امام جائر.
نیکوترین (امر به معروف و نهى از منکر) گفتن سخن حق نزد پیشواى ستمگر است.۱۱

۱۲. از خواب غفلت بیدار شو!

أفِق أیها السامع من سکرتک، و استیقظ من غفلتک، و اختصر من عجلتک !
اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از خواب غفلت بیدار شو و از شتاب بکاه.۱۲

۱۳. از این کار دور باش !

احذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه أنکره أو اعتذر منها.
از هر کارى که اگر از کننده آن باز خواست شود آن را زشت شمارد یا از آن پوزش خواهد، دورى کن!۱۳

۱۴. این گونه مباش !

لا تکن ممن یرجو الآخره بغیر العمل … ینهى و لا ینتهى.
چونان کسى مباش که بى عمل به آخرت آمدى مى بندد.. از خلاف کارى و گناه باز مى دارد؛ اما خود باز نمى ایستد.۱۴

۱۵. دورى گزین از این کار!

احذر کل عمل یعمل به فى السر، و یستحیى منه فى العلانیه.
از هر کارى که در نهان انجام مى شود و در آشکارا از انجام آن شرم شود، دروى کن.۱۵

۱۶. بدتر از بد و خوب تر از خوب !

انه لیس شىء بشرّ من الشر الا عقابه، ولیس شىء بخیر من الخیر الا ثوابه.
بدتر از بد، کیفر آن است و خوب تر از خوب، پاداش آن.۱۶

۱۷. نهى از کمک به نااهل

لیس لواضع المعروف فى غیر حقه، و عند غیر أهله من الحظ فیما أتى الا مَحمَده اللئام و ثناء الاشرار، و مقاله الجهال، مادام منعما علیهم ما أجود یده! و هو عن ذات الله بخیل !
براى کسانى که بى جا و به افراد نامستحق و نااهل نیکى مى کنند، از این نیکى بهره اى نباشد، مگر ستایش فرومایگان و مدح نابکاران و سخن نادانان که تا وقتى به آن ها احسان و نیکى کند گویند: چه دست بخشنده اى دارد! حال آن که در جایى که به خدا مربوط مى شود و در راه او باید کمک کند، بخل مى ورزد.۱۷

۱۸. بالاترین مرتبه نهى از منکر

أیها المؤمنون! انه من راى عدوانا یعمل به و منکرا یدعى الیه، فأنکره بقلبه فقد سلم و برى ؛ و من أنکر بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه ؛ و من أنکره بالسیف لتکون کلمه الله هى العلیا و کلمه الظالمین هى السفلى، فذلک الذى أصاب سبیل الهدى، و قام على الطریق و نور فى قلبه الیقین.
اى مؤمنان! هر کس تجاوز را از سوى کسى دید، یا دعوت به زشتکارى و خلافى را مشاهده کرد و در دل خویش به آن اعتراض نمود، به سلامت رهد و وظیفه اش را انجام داده باش و هر که با زبانش به آن اعتراض کند، پاداش بیند و از آن اولى برتر است و هر کس با شمشیر به مبارزه با آن برخیزد تا کلمه حق رو آید و کلمه ستمگران و باطل پست گردد، هموست که به راه راست رسیده و بر طریق حق شتافته و نور یقین را در دل خویش روشن کرده است.۱۸

۱۹. اول خود، سپس دیگرى

وانهوا عن المنکر و تناهوا عنه، فانما أمرتم بالنهى بعد التناهى !
از زشتکارى نهى کنید و خود از انجام آن باز ایستید؛ زیرا که شما فرمان دارید ابتدا خود از کار زشت باز ایستید و سپس دیگران را نهى کنید.۱۹

۲۰. عدم نهى از منکر

انا لله و انا الیه راجعون، ظهر الفساد، فلا منکِر مغیّر، و لا زاجر مزدجر.
ما از خداییم و به سوی او بازمی گردیم، (پناه بر خدا که) فساد ظاهر شده، ولی نه کسى است که آن را منکر دانسته و دگرگون کند و نه کسى که از آن نهی کند!۲۰

منبع:ahlolbait

امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام علی(ع)

مقاله قبلی

از امر به معروف فرانسوی و آلمانی تا مادر همه منکرات

مقاله بعدی

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر در پژوهش